غذا دادن
مترادفها
خوراک دادن، تغذیه کردن
متضادها
گرسنه نگه داشتن
لغت نامه دهخدا
غذا دادن. [ غ ِ / غ َ دَ ] ( مص مرکب ) طعام دادن. خورانیدن غذا. تغذیه.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) طعام دادن خورانیدن غذا تغذیه.
ویکی واژه
imboccare
nutrire
جمله سازی با غذا دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی از بخشهای این آکواریوم که به پلانتا آکوآ معروف است، نمایشگاهی دائمی از حیواناتی چون پنگوئن است. بخشی از این آکواریوم به نگهداری و نمایش آبزیان تعلق دارد. در این آکواریوم بخشهایی به شناخت و آناتومی آبزیان تعلق دارد. همچنین در ساعات خاصی از روز بازدیدکنندگان میتوانند شاهد غذا دادن به این آبزیان باشند.