غاز کردن

لغت نامه دهخدا

غاز کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غاژ کردن. پشم یا پنبه کردن جامه، تا بار دیگر ریسند. پنبه دانه از پنبه بیرون کردن و پشم را زدن و مهیا ساختن از برای رشتن. ( برهان ). دانه از پنبه جدا کردن و پشم مهیای ریسیدن ساختن. رجوع به غاز شود. ( آنندراج ) ( انجمن آرای ناصری ): مزع القطن؛ غاز کرد پنبه را. ( منتهی الارب ). تمزیع؛ پنبه غاز کردن. مشعه؛ پاره ای از پنبه مشیعه و غاز کرده. ( منتهی الارب ). مشع؛ پنبه غاز کردن.

فرهنگ معین

(کَ دَ ) (مص م. ) پنبه یا پشم را برای ریسیدن آماده کردن.

ویکی واژه

پنبه یا پشم را برای ریسیدن آماده کردن.

جمله سازی با غاز کردن

💡 در این سال چندین مسجد در شهرهای مختلف تخریب شد. همچنین در اواخر این سال بوداییان افراطی به همراه ارتش این کشور حملاتی را علیه مسلمانان آغاز کردند.

💡 چو بسم الله آغاز کردند جمع نیامد ز پیرش حدیثی به سمع

💡 دگر باره نشاط آغاز کردند می آوردند و عشرت ساز کردند

💡 دیوید آبگو نیز الکس را به رئیس خود آقای آینیجیو آرگومانیز معرفی کرد و وی به همراه همکارانش ضبط اولین آهنگ الکس را آغاز کردند.

💡 بیست سال پس از مرگ او آخرین اثر وی با نام «امپراتوری ایران» در ویسبادن به چاپ رسید. پس از آن آوازه او کم‌کم از یادها رفت تا اینکه نهادهای پژوهشی و موزه‌ها ثبت دقیق یادگارهای به جا مانده از او را آغاز کردند.

💡 یکی شاهانه مجلس ساز کردند سماع و نقل و می آغاز کردند

سرشک یعنی چه؟
سرشک یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز