لغت نامه دهخدا
عکن. [ ع ُ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ عُکنة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به عکنة شود.
عکن. [ ع ُ ک َ ] ( ع اِ ) ج ِ عُکنة. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به عکنة شود.
(عُ کَ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عکنه، چین های شکم ناشی از چاقی.
جِ عکنه؛ چینهای شکم ناشی از چاقی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 «مؤمنون »،«نور» چو «فرقان »،«شعرا»،«نمل »و«قصص » «عکنبوت » است و دگر سوره «روم » و «لقمان »