علی رغم. [ ع َ لا رَ م ِ ] ( حرف اضافه مرکب ) بر خلاف میل و خواهش. ( از ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). به ناخواست. به ناخواه. بررغم. نه بر میل:
امشب براستی شب ما روز روشن است
عید وصال دوست علی رغم دشمن است.سعدی.دوست بازآمد و دشمن به خصومت بنشست
باد نوروز علی رغم خزان بازآمد.سعدی ( بدایع ).پس او عصیان و نافرمانی ابوموسی کرد و علی رغم او با ایشان برفت. ( تاریخ قم ص 304 ).
( ~. رَ ) (ق مر. ) گرفته شده از عربی به معنای برخلاف، به ناخواست.
۱. برخلاف.
۲. خلاف میل و خواهش، به ناخواست، به ناخواه.
بناخواست بناخواه برخلاف میل علی الرغم: هست امیدم که علی رغم عدور روز جزا فیض عفوش ننهد بار گنه بر دوشم. ( حافظ ) توضیح مجازا بمعنی برخلاف و برعکس است چه رغم بمعنی خاک آلوده شدن و خوار گشتن است پس برخلاف و برعکس کردن کسی گویی که خاک آلوده شدن و خوار گشتن اوست.
برخلاف، خلاف میل وخواهش، به ناخواست
برخلاف، برخلاف میل. علیرغم را ممکن است به صورت علارغم نیز تسطیر شود و از دو بخش علا - رغم شکل گرفته است.
💡 یکجا شوند جمع چو یکگله حور عین یک هفته می خورند علیرغم روزگار
💡 باری روا مدار علیرغم آسمان کاین خسته خاک گردد و خاکستری کند
💡 صد شکر که آشفته علیرغم رقیبان با شاهد ساقی به چمن بادهگسار است
💡 تو را گفتم که مشنو گفتِ بد گوی علیرغم من مسکین شنیدی
💡 اینجا اگر قبول ندارد از آن و این آنجاش کن قبول علیرغم این و آن