لغت نامه دهخدا
( علناً ) علناً. [ ع َ ل َ نَن ْ ] ( ع ق ) بطور آشکارا و هویدا. ( ناظم الاطباء ). آشکار. آشکارا. علنی.
( علناً ) علناً. [ ع َ ل َ نَن ْ ] ( ع ق ) بطور آشکارا و هویدا. ( ناظم الاطباء ). آشکار. آشکارا. علنی.
( علناً ) (عَ لَ نَنú ) [ ع. ] (ق. ) به طور آشکارا، هویدا.
به طور آشکارا.
به طور آشکارا هویدا: علنا با او دشمنی میکند.
به طور آشکارا، هویدا.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احمد توکلی در عنوانِ ریاستِ سازمان دیدهبان شفافیت و عدالت و در مدت مدیریتِ «دیناروند» رئیس اسبق سازمان غذا و دارو، بارها در جمع خبرنگاران علناً هشدار داده، و از رانت و فساد در حوزه دارو سخن گفته بود، رانت و فسادی که درنهایت وی و تشکل مردمنهادش را مجبور به شکایت از رسول دیناروند رئیس اسبق سازمان غذا و دارو کرد که با این شکایت مدیر متخلف عزل شد.
💡 وی علناً همجنسگراست و با تیم کمپبل ازدواج کردهاست.
💡 سلیمان الشافی، روزنامهنگار عرب-اسرائیلی رد کردهاست که الینور جوزف اولین زن عرب است که در نقش رزمی در ارتش اسرائیل خدمت میکند. به نظر او، دقیق تر است که او را به عنوان اولین کسی که این کار را علناً انجام دادهاست توصیف کنیم.