علم شدن. [ ع َ ل َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) مشهور و معروف گشتن. ( ناظم الاطباء ) ( از آنندراج ). سرشناس شدن:
دوات و قلم مظهر دانشند
به دانش توان شد به عالم علم.لبیبی.هرکه علم شدبه سخا و کرم
بند نشاید که نهد بر درم.سعدی ( گلستان ).به یُمن دولت منصور شاهی
علم شد حافظ اندرنظم اشعار.حافظ.میان جوانان علم شوی؛ ممتاز گردی. || ظاهر شدن. ( غیاث اللغات ) ( ناظم الاطباء ).
(عَ لَ. شُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) مشهور شدن، سرشناس شدن.
( مصدر ) ۱ - مشهور شدن معروف گشتن ۲ - ظاهر شدن. ۳ - اطلاق شدن کلمه ای به معنیی به سبب استعمال بسیار.
مشهور شدن، سرشناس شدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دماغ عشاق ننگ دارد علم شدن بیجنون داغی چو شمعگر خودنما برآبی ز سوختنگل به سربرون آ
💡 علم شدند بعالم، دو جعفر از وزرا ولی تفاوتشان از نسب کنم معلوم
💡 رستن از جهل و جمله علم شدن پاک گشتن ز خشم و حلم شدن
💡 لافایت رونالد هابارد در سال ۱۹۱۱ در تیلدن، نبراسکا به دنیا آمد. او تنها فرزند لدورا می (موسوم به واتر بری) که برای معلم شدن تعلیم دیده بود، و هری رز هابارد افسر سابق نیروی دریایی ایالات متحده بود. در۱۹۱۳آنها بعد از رفتن به کالیزپل مونتانا در هلنا اقامت کردند. پدر هابارد در آوریل ۱۹۱۷ در طی جنگ جهانی اول دوباره به نیروی دریایی پیوست، در حالیکه مادرش به عنوان فروشنده دولتی کار میکرد.