علامت کش
مترادفها
نشانگر، علامتگذار
لغت نامه دهخدا
علامت کش. [ ع َ م َ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) علم بردار. ( آنندراج ). علمدار:
علامت کش به گوش نیزه منجوق اندرآویزد
برآید تیره گون ابری که بر گل زعفران بیزد.فرخی.|| حامل علامت. رجوع به علامت شود.
فرهنگ معین
( ~. کَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. )۱ - علم - دار، کسی که پرچم را حمل می کند. ۲ - کسی که در محرم علم را بر دوش گرفته پیشاپیش دسته حرکت می کند.
فرهنگ عمید
کشندۀ علامت، حامل علامت، علمدار، کسی که علم را برمی دارد و پیشاپیش دسته و جماعتی می برد.
فرهنگ فارسی
( صفت ) ۱ - آن که درفش را حمل کند علمدار. ۲ - حامل علامت دسته.
ویکی واژه
علم - دار، کسی که پرچم را حمل میکند.
کسی که در محرم علم را بر دوش گرفته پیشاپیش دسته حرکت میکند.
جمله سازی با علامت کش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 علامت کش به گوش نیزه منجوق اندر آویزد برآید نیلگون ابری که گل بر زعفران بیزد
💡 مهندس ناظر بر پروژه ساختمانی دستور داد تا بلافاصله هرگونه علامت کش لازم برای مشخص کردن محدوده حفر چاهها در محل پروژه نصب شود.
💡 در نقشههای مهندسی دقیق، استفاده از علامت کش برای تفکیک بخشهای مختلف کارگاه ساختمانی جهت جلوگیری از بروز حوادث بسیار ضروری است.
💡 کارگران در طول شیفت کاری خود، با دقت تمام علامت کش را بر روی زمینهای ناهموار قرار دادند تا مسیر حرکت ماشینآلات مشخص باشد.