علائم
مترادفها
نشانهها، علامتها، نشان
لغت نامه دهخدا
علائم. [ ع َ ءِ ] ( ع اِ ) رجوع به علایم شود.
فرهنگ عمید
= علامت &delta، در فارسی ساخته شده و در عربی استعمال نمی شود.
جمله سازی با علائم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شد چیره بر عمائم خضرا بار دگر علائم اسود