عقور. [ع َ ] ( ع ص ) سگ گزنده. ( منتهی الارب ). حیوانی که بگزد.( از اقرب الموارد ). ضد انوس. ج، عُقُر:
دهر بی منفعت خری است پلید
چرخ بی عافیت سگی است عقور.مسعودسعد.در عمارتها سگانند و عقور
در خرابیهاست کنج عزّ و نور.مولوی.|| گزنده ذی روح است و بس. ( منتهی الارب ). گویند عقور برای هر حیوانی بکار رود و برای غیر جان دار عُقَرة گویند. ( از اقرب الموارد ).
عقور. [ ع ُ ] ( اِخ ) نام جایگاهی است. ( از معجم البلدان ) ( از منتهی الارب ).
(عَ ) [ ع. ] (ص. ) گزنده، گاز گیرنده.
ویژگی سگی که گاز می گیرد، هار.
گزنده، گازگیرنده، سگ گزنده
( صفت ) گزنده ( سگ و جز آن ) گاز گیرنده.
نام جایگاهی است
گزنده، گاز گیرنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همی دمید گشاده ز فر، هوای عقور همی دوید گسسته عنان شمال حرون
💡 من الوفم چو گربه با اعدا گرچه با من چو سگ شوند عقور
💡 انسان نابکار، بسان سگ عقور کشتنش واجبست به کیش هر آدمی
💡 شعله اش گیرنده چون کلب عقور هولناک و زنده سوز و مرده نور
💡 مرگ است چو کلب عقور و ما سرگرم به موشیم چون قطاط