عشری

لغت نامه دهخدا

عشری. [ ع ِ ری ی َ ] ( ع اِ مرکب ) ( از: عشرین + ی، ضمیر متکلم ) بیست عدد من. ( از ناظم الاطباء ).
عشری. [ ع ُ ری ی / ری ] ( از ع، ص نسبی ) قابل زکات. ( ناظم الاطباء ). منسوب به عُشر در معنی فقهی: و اندر عراق هیچ ناحیت نیست عشری مگر بصره. ( حدود العالم ).
عشری. [ ع ُ ش َ ری ی ] ( ع ص نسبی ) منسوب به عُشَر: لبن عشری؛ شیر شترانی که از درخت عشر چرا کرده باشند. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عُشَر شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به عشر. یا زمین عشری. زمینی بود که عشر می پرداخت مقابل زمین خراجی که خراج می پرداخت.
منسوب به عشر گویند لبن عشری یعنی شیر شترانی که از درخت عشر چرا کرده باشند

جمله سازی با عشری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مانند بقیهٔ آبادی‌های فریدن تمامی مردم آغچه «شیعه اثنی عشری» هستند.

💡 فترت دیگر ملل در قرن‌ها یکبار هست واندرین کشور به هر عشری از اقران فترتیست

💡 و عن ابی بن کعب قال: سمعت النّبیّ (ص) باذنیّ و الّا فصمّتا انّه قال: لَیْلَةِ الْقَدْرِ لیلة سبع و عشرین.

💡 اصولی گری از زمان افول اخباری گری در قرن هجدهم، مکتب مسلط در تشیع اثنی عشری بوده و هم‌اکنون در مذهب شیعه اکثریت قریب به اتفاق را تشکیل می‌دهد.

💡 ولم یبق لی من کل بنی ابی وازهار عیشی و طربی الا واحد ماجاوزالعشرین فبت مکررا لشعر بعض الاعجمین.

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
بنگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز