عزمی
معنای دیگر عزمی اولوالعزم به معنی صاحبان اراده و صاحبان تصمیم و استقامت است ولی بنا به تفسیر ائمه (علیهمالسّلام) عبارت است از صاحبان شریعت مستقل، همچنین به معنی شریعت و کتاب است و آن با معنی اصلی عزم مناسب است.
- آسمانی است فروزنده به رایی صایب آفتابی است درفشنده به عزمی ثاقب
- به عزمی که آن تحفه آرد به چنگ نبود از شتابش زمانی درنگ
مترادفها
مصمم، قاطع، بااراده
متضادها
سست، مردد
لغت نامه دهخدا
عزمی. [ ع َ ] ( ص نسبی ) منسوب به عزم، مرد که ایفای عهد نماید. ( منتهی الارب ). وفاکننده به عهد. ( از اقرب الموارد ). || کنجاره فروش. ( منتهی الارب ). فروشنده عزم یعنی ثفاله مویز. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به عزم شود.
فرهنگ فارسی
منسوب به عزم مرد که ایفای عهد نماید وفا کننده به عهد
جمله سازی با عزمی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عزمی که دو جا بستن کار زنانست مردان خدا فیض چنین راه نپویند
💡 این کار در سال ۱۹۶۸ تکمیل شد که به اسم یک دیپلمات اردنی بنام «عزمی المفتی» نامگذاری شد؛ وی در سال ۱۹۸۴ در رومانی ترور شد. وی پسر سعید المفتی، نخستوزیر سابق اردن بود.
💡 و بی تردید پیش از این با آدم با فرامینی دربارهٔ محمد و علی و حسن و حسین و امامان از نسلشان پیمان بستیم، و فراموش کرد، و برای او عزمی نیافتیم.
💡 ندارم جوهر عزمی که احرام نشان بندم ز یأس آماجگاه ناوک بی شستی خویشم
💡 بهار آمد من و هر روز نو باغی و نو جایی به گشتن هر زمان عزمی به بودن هر زمان رایی
💡 هرکه بر منهاج عزمی رای مقصد میکند عزم درگاه علاءالدین محمد میکند
💡 او با یک تصمیم عزمی و قاطعانه تصمیم گرفت که تمام تلاش خود را برای رسیدن به اهداف بزرگ علمی و شغلی در آینده بسیار صرف کند.
💡 آن جوان با نگاهی عزمی و امیدوارانه به مسیر دشوار زندگی ادامه داد و هرگز اجازه نداد مشکلات پیش آمده باعث شکست یا ناامیدی او شوند.
💡 برای موفقیت در این پروژه بسیار حساس، داشتن یک روحیه عزمی و ارادهای پولادین برای غلبه بر تمامی موانع مسیر و چالشهای پیش رو بسیار ضروری است.