واژه «عته» در زبان عربی به معنای ساده، خام، ناپخته و کمفهم به کار میرود و بار معنایی نادانی یا ضعف عقل و درک دارد. این واژه از ریشه «عَتَ» گرفته شده و در متون کلاسیک عربی برای توصیف افراد کمفهم، ناآگاه یا کودکانه رفتارکننده استفاده میشود. در کاربرد لغوی، «عته» به کسی گفته میشود که در تفکر، تصمیمگیری یا فهم مسائل ناتوان است و معمولاً بار معنایی تحقیرآمیز یا توصیفی دارد. در متون ادبی و نثر عربی، این واژه میتواند برای توصیف رفتارهای ناشی از نادانی یا عدم تجربه نیز به کار رود و معمولاً با سادگی و خامی فکری همراه است. در مکالمات روزمره یا متون اخلاقی و تربیتی، «عته» به معنای نادانی، خامی یا کمفهمی افراد به کار رفته و ممکن است برای هشدار دادن یا نقد رفتارهای ناپخته استفاده شود. در متون فقهی و فلسفی، این واژه گاهی برای اشخاصی که هنوز به رشد عقلی و فکری نرسیدهاند نیز به کار میرود و نشاندهندهٔ ضعف درک و شعور است. به طور کلی، «عته» نشاندهنده سادگی فکری، نادانی یا خامی شخص است و در متون کلاسیک عربی هم کاربرد توصیفی و هم اخلاقی دارد. این واژه بار معنایی منفی و تحقیرآمیز دارد و تأکید بر کمبود عقل یا درک فرد دارد.
عته
لغت نامه دهخدا
عته. [ ع َ / ع ُت ْه ْ ] ( ع مص ) سبک عقل شدن. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || کم عقل شدن. ( منتهی الارب ). || فاقد خرد گشتن. ( اقرب الموارد ). || مدهوش گشتن. ( منتهی الارب ). و گفته اند مدهوش شدن از جز دیوانگی. ( اقرب الموارد ). معتوه شدن. || رفتن خرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( تاج المصادر ). || آزمند علم گردیدن. ( اقرب الموارد ) ( لسان العرب ) ( منتهی الارب ). || حریص شدن بر اذیت کسی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || حریص شدن بر حکایت و تقلید کردن کلام کسی. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || در اصطلاح علمای اصول عبارت است از اختلال در عقل بنحوی که گفتار صاحب آن بر یک سیاق نباشد گاه سخنان او بر روش سخنان دانایان و گاه بر طریق گفتار دیوانگان باشد. ( از کشاف ).
فرهنگ معین
(عَ تَ ) [ ع. ] (اِمص. )بی خردی، سبک سری.
فرهنگ عمید
ناقص عقل شدن، کم عقل شدن.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دلشدگی بیعقلی ٠