لغت نامه دهخدا
عالی نسب. [ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه او را نسب عالی باشد. عالی تبار: نظر همت این پادشاه عالی نسب متعالی حسب. ( سندبادنامه ص 244 ).
اصل گهر از خلیفه داریم
عالی نسبیم اگر یتیمیم.خاقانی.
عالی نسب. [ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) آنکه او را نسب عالی باشد. عالی تبار: نظر همت این پادشاه عالی نسب متعالی حسب. ( سندبادنامه ص 244 ).
اصل گهر از خلیفه داریم
عالی نسبیم اگر یتیمیم.خاقانی.
(نَ سَ ) [ ازع. ] (ص مر. ) والاتبار، عالی نژاد.
= عالی تبار
آنکه او را نسبی عالی باشد والا تبار عالی نژاد عالی گوهر.
والاتبار، عالی نژاد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بینید و بسی عبرت گیرید که چون او عالی نسبی با چه گروهی به جوال است
💡 سخت عالی نسب و خوشخط و نیکو لقب است بابت مردم کولنگ لگام عرب است
💡 ای ابن سعد این تشنه لب حسین است این خسرو عالی نسب حسین است
💡 جویا غزل فکرت عالی نسب است این از دل گر هم عقدهٔ تبخال گشاید
💡 چون تاج ملوکاتش در چشم نمیآید او بیپدر و مادر عالی نسبی باشد
💡 شاه سادات علاء الدین عالی نسبی که سپهر از نسب عالی او یافت علو