ظنون

لغت نامه دهخدا

ظنون. [ ظُ ] ( ع اِ ) ج ِ ظَن: و فرونهادن بار امل در مهب شکوک و منزل ظنون. ( کلیله و دمنه ).
ظنون. [ ظَ ] ( ع ص ) مرد سُست کم حیلت. || زن ِ ذات شرف که به جهت آن نکاح کنند. || مرد بدگمان. || چاه که ندانند آب دارد یانه. || چاه کم آب. || وام که ندانند گزارده شود یا نه، یعنی گیرنده بازدهد یا نی.

فرهنگ معین

(ظَ ) [ ع. ] (ص. ) ۱ - مرد بدگمان. ۲ - مرد سست و ضعیف که نتوان بدو اعتماد کرد.
(ظُ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ ظن،گمان ها، پنداشت ها.

فرهنگ عمید

= ظن

فرهنگ فارسی

جمع ظن
( اسم ) جمع ظن گمان ها پنداشت ها.
یا زن ذات شرف که بجهت آن نکاح کنند. یا چاه که ندانند آب دارد یا نه. یا چاه کم آب. یا وام که ندانند گذارده شود یا نه یعنی گیرنده باز دهد یا نی.

ویکی واژه

مرد بدگمان.
مرد سست و ضعیف که نتوان بدو اعتماد کرد.
جِ ظن؛گمان‌ها، پنداشت‌ها.

جمله سازی با ظنون

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یا ساکنین محال العشق فی قلق تظنون ان العشق یترککم سدا

💡 چه تنعم کنی از آن صمد مظنونی چه تمتع بری از آن وشن آلوده

💡 یک خلافی نی میان این عیون آنچنان که هست در علم ظنون

💡 چو زلف دید خط آشنا به خود پیچید فکند عقده سررشته را به دست ظنون

💡 اگرکنم صفت اشتیاق تو بر خویش در آن صفت سخنم بگذرد ز وهم و ظنون

💡 ز وصف بر تو عاجز شده بیان عقول ز کنه قدر تو قاصر شده مجال ظنون

نخودچی یعنی چه؟
نخودچی یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز