طعان

لغت نامه دهخدا

طعان. [ طَع ْ عا ] ( ع ص ) بسیار نیزه زننده. || بسیار طعن کننده و عیبجوی مردم را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). و منه الحدیث: لایکون المؤمن طعاناً؛ ای فی اعراض الناس. ( منتهی الارب ). بسیار طعنه زن. رجل ٌ طعان ٌ؛ آنکه مردمان را بد گوید. ( مهذب الاسماء ).
طعان. [ طِ ] ( ع مص ) نیزه زدن با یکدیگر. ( منتهی الارب ) ( زوزنی ). مطاعنه. ( زوزنی ): نه مرد شرابی که مرد ضرابی
نه مرد طعامی که مرد طعانی.منوچهری.چو باد و خاک نجوئی مگر شتاب و درنگ
چو رمح و سیف ندانی مگر طعان و ضراب.مسعودسعد.چه مرکبان را بر هم زند طرید و نبرد
چه سرکشان را در هم کند طعان و ضراب.مسعودسعد.چرخ بدوزد چو تیر صبح بسوزد چو مهر
رمح تو گاه طعان تیغ تو گاه ضراب.خاقانی.در علمش میر نحل، نیزه کشیده چونخل
غرقه صد نیزه خون اهل طعان و ضراب.خاقانی.|| عیب کردن. ( تاج المصادر بیهقی ). || ( ص، اِ )نیزه زنندگان، به این معنی جمع طاعن است. ( غیاث اللغات ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(طَ ) [ ع. ] (مص م. ) نیزه زدن به یکدیگر.

فرهنگ عمید

نیزه زدن.

فرهنگ فارسی

نیزه زدن به یکدیگر، بسیارنیزه زننده بدشمن، بسیارسرزنش کننده
( مصدر ) نیزه زدن با یکدیگر.
نیزه زدن با یکدیگر. یا عیب کردن

ویکی واژه

نیزه زدن به یکدیگر.

جمله سازی با طعان

💡 با سنان تو اجل گشته قرین وقت طعان با حسام تو ظفر کرده قران گاه ضراب

💡 قاطعان طرق ایدر که به کین خاسته‌اند وقت آنست ‌که بدهی همه را باد افراه

💡 در جلسه مورخ ۲۱ مرداد ۵۸ شورای انقلاب، بهشتی قاطعانه با فروش هواپیماهای اف – ۱۴ به آمریکا مخالفت کرده و تأکید می‌کند که دولت موقت بدون اجازه شورای انقلاب حق چنین کاری را ندارد.

💡 اگر چه بر سر راهند قاطعان طریق به بین چسان به ره عشق، ره سپارانیم

💡 از پی میم مملکت زان سر رمح چون الف قله کوه قاف را کاف کد گه طعان

هاچ یعنی چه؟
هاچ یعنی چه؟
ناشناس یعنی چه؟
ناشناس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز