لغت نامه دهخدا
طرفین. [ طَ رَ ف َ ] ( ع اِ ) تثنیه طرف. دو طرف. دو کرانه. ( فرهنگستان ).
- کریم الطرفین؛ نیک اصل از پدر و مادر. ( مهذب الاسماء ).
|| دو طرف. دو حد. مقدمتین قیاس که مشترک بین آن دو نباشد.
طرفین. [ طَ رَ ف َ ] ( ع اِ ) تثنیه طرف. دو طرف. دو کرانه. ( فرهنگستان ).
- کریم الطرفین؛ نیک اصل از پدر و مادر. ( مهذب الاسماء ).
|| دو طرف. دو حد. مقدمتین قیاس که مشترک بین آن دو نباشد.
(طَ رَ فِ ) [ ع. ] (اِ. ) دوطرف، دو جانب.
دوطرف، دوجانب، دوسو، دوکرانه.
* طرفین دعوی: (حقوق ) مدعی و مدعی علیه.
۱ - دو طرف دو جانب دو سوی: طرفین شخص ( راست و چپ وی ) طرفین رودخانه ( در ساحل راست و چپ ). ۲ - دو طرف مقابل ( دو شخص دو گروه دو لشکر دو دولت ).
دوطرف، دو جانب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تن با تو به شادی و به غم در دادم یعنی که کریم الطرفین افتادم
💡 تویی که با شرف نسبت تو از طرفین همی کنند مباهات آدم و حوّا
💡 عالم جامعیست ذوجهتین نسبتش حاصل است با طرفین
💡 در المپیک مسکو در سال ۱۹۸۰ و المپیک لسآنجلس در سال ۱۹۸۴ طرفین درگیر در جنگ سرد بازیهای یکدیگر را تحریم کردند.
💡 بین که در برهان هستند مقدم طرفین با وجود یک نتیجه عرض است از برهان