لغت نامه دهخدا
خیک دوز. ( نف مرکب ) کسی که از پوست حیوانات مشک می دوزد. ( ناظم الاطباء ).
خیک دوز. ( نف مرکب ) کسی که از پوست حیوانات مشک می دوزد. ( ناظم الاطباء ).
کسی که از پوست حیوانات مشک می دوزد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آمد و بنشست با مندیل زفت تیرهرویوگنده همچون خیک نفت
💡 هین بیفکن خیک و از دریا برا بگذر از این سود پررنج و بلا
💡 دو ماهی راست چون دو خیک پر باد یکی بط گردنش چون سرو آزاد
💡 زمانه میدهدم گوشمال و می زندم مگر که خیک شد ستم زمانه را دریاب
💡 امشب خراب و مستی فردا شود ببینی چه خیکها دریدی چه شیشهها شکستی
💡 غور تو نه بحریست کزو عبره توان کرد گیرم که جهان پر شود از خیک دمیده