طحین

مترادف‌ها

آرد

لغت نامه دهخدا

طحین. [ طَ ] ( ع اِ )آرد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). دقیق. گندم ِ آس شده.

فرهنگ معین

(طَ ) [ ع. ] (اِ. ) آرد، گندم رقیق.

فرهنگ عمید

آرد.

فرهنگ فارسی

آرد
۱ - آرد رقیق. ۲ - گندم آس شده.

ویکی واژه

آرد، گندم رقی

جمله سازی با طحین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 چرخ گردان بر زمین گویی دو سنگ آسیاست در میان هر دو روز و شب دل مردم طحین

💡 استخوانهای فرنگان بر در انطاکیه زیر پای و دست اسبان سپه‌ گردد طحین

💡 برای تهیه یک سس مدیترانه‌ای خوشمزه و اصیل، باید مقدار مناسبی از طحین را با آب لیموی تازه و سیر ترکیب کرده و کاملاً هم بزنید.

💡 طحین که از کناره‌های آسیاب شده کنجد به دست می‌آید، یکی از مواد اصلی در بسیاری از غذاهای سنتی خاورمیانه و کشورهای اطراف مدیترانه است.

💡 بسیاری از افراد در رژیم‌های غذایی گیاهخواری از طحین به عنوان منبعی غنی از کلسیم و چربی‌های سالم برای تامین نیازهای بدن خود استفاده می‌کنند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران