طبقه بندی
مترادفها
دستهبندی، ردهبندی، گروهبندی
متضادها
بینظمی، آشفتگی
لغت نامه دهخدا
طبقه بندی. [ طَ ب َ ق َ / ق ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) ( در حیوان و نبات و غیره ) رده بندی. ( فرهنگستان ). صف بندی. تبویب.
- طبقه بندی کردن؛ رده بندی کردن. تبویب کردن.
فرهنگ معین
( ~. بَ ) [ ع - فا. ] (حامص. ) صف بندی، رده بندی (فره ).
فرهنگ عمید
رده بندی.
فرهنگ فارسی
رده بندی صف بندی.
فرهنگستان زبان و ادب
[عمومی] ← رده بندی
ویکی واژه
صف بندی، رده بندی (فره)
graduatoria
جمله سازی با طبقه بندی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ارزش پیش بینی شده از مدل فعلی است. به طور خاص اجازه دهید رگرسیون لجستیک را در نظر بگیریم، که (در فرم اصلی آن) با طبقه بندی یک مجموعه داده ای از داده ها به دو دسته ممکن می پردازد که با صفر و یک برچسب گذاری شده است. بنابراین مدل رگرسیون لجستیک یک خروجی
💡 این کتاب طبقه بندی بیماری ها در حدود 17000 کد برای بیماری های مختلف اختصاص داده است که هر کد با یک عنوان تعریفی برای بیماری متناظر بوده و توضیحاتی در مورد نشانه های بیماری نیز در بخش توضیحات دارد.
💡 از صدها معاهدهٔ هماهنگسازی ناتو، حدود ۱۳۰۰ مورد که در رابطه با کالیبر، سلاحهای سبک، ترسیم نقشه، روندهای مبادلاتی و طبقه بندی پلها، جمعآوری گردیدهاست.
💡 در تمام متون، حوادث شهود شده معمولا دربردارندهی داستانی مربوط به پایان جهان، یا مکاشفهای از مکانهایی الاهی، بهشتی یا روحانی است. کتابهای بسیار دیگری در مسیحیّت و یهودیّت هست که میتواند قیامتبینانه طبقه بندی شود.
💡 این دارو توسط سانوفی-سینتلابو (که اکنون بخشی از سانوفی-آونتیس است.) ساخته شدهاست و به عنوان عضوی از کینولونهای نسل اول طبقه بندی میشود.
💡 بنابراین تابع بازیابی را می توان بر اساس چنین طبقه بندی بهینه ای تشکیل داد.