طبال

طبال

این کلمه در اصل یک واژه عربی است که در زبان فارسی نیز وارد شده و در متون لغوی و ادبی معانی مختلفی برای آن ذکر شده است. از نظر ریشه‌شناسی، واژه «طبال» در برخی کاربردهای لغوی به عنوان صورت جمع «طبل» در نظر گرفته شده و به مجموعه‌ای از طبل‌ها یا چند طبل اشاره دارد. با این حال در کاربرد رایج‌تر در متون ادبی و تاریخی، «طبال» به کسی گفته می‌شود که طبل می‌نوازد و در اصطلاح فارسی می‌توان آن را معادل طبل‌زن، دهل‌زن، نقاره‌چی یا نوبت‌زن دانست. این معنا بیشتر در بافت‌های نظامی، درباری و آیینی کاربرد داشته است، جایی که طبل برای اعلام خبر، آغاز جنگ یا اعلام زمان‌ها نواخته می‌شده است.  در فرهنگ‌های لغت کهن، علاوه بر معنای موسیقیایی، گاهی این واژه به عنوان لقبی برای افرادی که در تشریفات درباری نقش داشته‌اند نیز ذکر شده است. در متون ادبی، این کلمه گاه به صورت استعاری به کار رفته و می‌تواند به مفاهیمی مانند اعلان، آشکارسازی یا حتی ایجاد هیاهو و توجه نیز اشاره داشته باشد. در برخی منابع، «طبال» به صورت مجازی برای بیان افراد پر سر و صدا یا کسانی که بدون محتوا تنها صدا و هیاهو ایجاد می‌کنند نیز آمده است. از دیدگاه فرهنگی، طبال جایگاهی مهم در ساختار ارتباطی جوامع قدیم داشته زیرا طبل وسیله‌ای برای اطلاع‌رسانی عمومی به شمار می‌رفته است. در نتیجه، این کلمه به معنای طبل‌نواز حرفه‌ای است که در کنار معنای لغوی خود، در متون ادبی و تاریخی بار فرهنگی و نمادین گسترده‌ای نیز پیدا کرده است.

لغت نامه دهخدا

طبال. [ طِ ] ( ع اِ ) ج ِ طبل. رجوع به طبل شود.
طبال. [ طَب ْ با ] ( ع ص ) تبیره زن. ( مهذب الاسماء ). طبل نواز. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). طبل زن. دهل زن. نقاره زن. نقاره چی. نوبتی. نوبت زن.طبال. درویش واله هروی خطاب بباد گوید:
تا ساکن حلقی و دهانی
طبال صماخ انس و جانی.( از آنندراج ).میرطبال با پسر میگفت
کای پسر طبل زن به استعجال
میر پیرار و میر پیرارین
همه بطال و ما همان طبال.؟

فرهنگ معین

(طِ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - منارة بلند ساخته بر کوه. ۲ - هر بنای مرتفع. ۳ - دیوار بلند. ۴ - صومعه.
(طَ بّ ) [ ع. ] (ص. ) طبل زن.

فرهنگ عمید

طبل زن، طبل نواز، دهل زن، تبیره زن.

فرهنگ فارسی

طبل زن، طبل نوا، دهل زن، تبیره زن
( اسم ) یکی از آلات ضربی و رزمی و آن تشکیل شده از دو پارچه پوست که دو طرف بدنه ای به شکل استوانه کشیده شده. دهل ( یک رویه یا دو رویه ) ترکیبات اسمی: یا طبل اذان. صندوق صماخ. یا طبل اسکندر. طبل سکندر. یا طبل باز. ۱ - طبلی باشد که چون باز را بر مرغان آبی سر دهند بر آن طبل می زنند و از آن آواز مرغان می پرند. پس باز یکی از آنها را شکار می کند. یا طبل باز گشت. طبل مراجعت. چون دو فوج در روز با هم جنگ می کردند وقت شام طبل بازگشت می زدند تا هر دو فوج به خیمه گاه روند. یا طبل تهی. لاف بی معنی. یا طبل جدال. طبلی که در روز جنگ می نوازند. یا طبل جنگ. طبل جدال. یا طبل جنگ زدن. نواختن طبل در روز پیکار. یا طبل رحیل. طبلی که برای کوچ قافله و مانند آن نوازند. یا طبل سامعه. قسمتی از گوش. یا طبل سکندر. طبل منسوب به اسکندر مقدونی. یا طبل سلیمانی. طبل منسوب به سلیمان داود ع. یا طبل صبح. طبلی که در بامداد برای بیداری سربازان و دیگران نوازند. یا طبل طغرل. طبلک بازیاران. یا طبل عطار. طبق عطر فروشان طبله عطار. یا طبل واپس ( واپسین ) ۱ - طبلی که در عاشورا و روز ماتم نوازند طبل ماتم. ۲ - دم واپسین. تعبیرات: یا مثل طبل. ۱ - میان تهی اندرون خالی. ۲ - بزرگ شکم. ۳ - پرباد. ۴ - متکبر. یا مثل طبل عطار. ۱ - خوشبو معطر. ۲ - روح افزا. ترکیبات فعلی: یا دریده شدن طبل کسی. بر ملا شدن راز او رسوا گشتن وی. یا طبل امان زدن. زنهار و امان خواستن. یا طبل به ( در زیر ) گیلم بودن. ۱ - پوشیده ماندن راز کسی ۲ - بی نام و نشان ماندن. یا طبل به ( در زیر زیر ) گلیم زدن ( برکشیدن کوفتن ) پنهان داشتن امری که به غایت آشکار باشد. یا طبل پنهان زدن. طبل به گلیم زدن. یا طبل رسوایی کسی را زدن ( نواختن ) او را رسوا کردن. رسوایی وی را آشکار کردن. یا طبل سوم زدن عسس. طبلی که نیم شب زنند برای منع سیر مردم در کوی و بر زن.
دهل زن نقاهر زن نقاره چی نوبتی نوبت زن.

فرهنگستان زبان و ادب

[موسیقی] ← طبل نواز

جمله سازی با طبال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گه عقل پریشان کند از جرعه شمشیر گه هوش خروشان شود از دره طبال

💡 سوگند بدان عشق که بطال گر است کانروز که طبال نیم بطالم

💡 رعد، پنداری طبال همی طبل زند بر در بوالحسن بن علی بن موسی

💡 برستخیز نیاز آورد مخالف را چو «خیز خیز» بطبل اندر افکند طبال

💡 بود دخیل قلاوز و نایره سالار شود ردیف علمدار و قافیه طبال

طویله یعنی چه؟
طویله یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز