لغت نامه دهخدا
طباخی. [ طَب ْ با ] ( حامص ) آشپزی. باورچیگری. دیگ پزی. طباخة.
طباخی. [ طَب ْ با ] ( حامص ) آشپزی. باورچیگری. دیگ پزی. طباخة.
عمل و شغل آشپزی طباخ دیگ پزی خوالیگری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چه آنشم که به طباخی مزاج سخن ضمیر من بکند آفتاب را محرور
💡 سحر می گفت طباخی که هستیم به تنگ از صوفیان بلعجب ما
💡 شبی به مطبخی در دکان طباخی نشسته بودم و در فکر...بیگاه