لغت نامه دهخدا
طاقت فرسا. [ ق َ ف َ ] ( نف مرکب ) که تاب و توان از دست برد. طاقت زدا.
طاقت فرسا. [ ق َ ف َ ] ( نف مرکب ) که تاب و توان از دست برد. طاقت زدا.
( ~. فَ ) [ ع - فا. ] (ص فا. ) طاقت فرسا ین ده: آن که طاقت و شکیب ببرد، آن چه که تاب و توان بزداید.
آنچه تاب وتوان را از دست می برد.
طاقت فرسای: فرساینده طاقت، آنچه تاب وتوان ببرد
طاقت فرسا ین ده: آن که طاقت و شکیب ببرد، آن چه که تاب و توان بزداید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سپس ژان استاس با تعقیب کارهای لاووازیه و انجام آزمایشهایی دقیق و طاقت فرسا دقت این اصل را در واکنشهای شیمیایی نشان داد و همچنین نشان داد که در برخی واکنشها میزان جرم از دست رفته یا کسب شده نمیتواند بیش از ۰/۰۰۰۲ تا ۰/۰۰۰۴ جرم اولیه باشد. تفاوت در میزان دقت آزمایشها لاووازیه از یک سو و استاس و مورلی از سوی دیگر بسیار زیاد است.
💡 صافی گلپایگانی در آبان ۱۴۰۰ در دیدار با محمدباقر قالیباف گفت توصیه حقیر این است که باید با تمام کشورهای دنیا با عزّت و اقتدار رابطه داشته باشیم. اینکه با بسیاری از کشورها قهر باشیم صحیح نیست و به ضرر مردم عزیزمان است. شما باید با عقلانیت و تعامل سازنده، حقوق ملت را احقاق کنید… بنده بسیار نگران وضعیت اقتصادی و مشکلات مردم هستم، مردم نجیب و شریف کشور ما مستحق این وضعیت نیستند. گرانی برای مردم طاقت فرسا شده و تحمل آن برای مردم عزیزمان بسیار سخت و مشکل شدهاست.