واژه «ضیا» واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز به کار رفته و به معنای «نور»، «روشنی» و «تابش روشنایی» است و معمولاً برای بیان نوری به کار میرود که محیط را روشن و قابل دیدن میسازد. این واژه در متون ادبی، قرآنی و دینی کاربرد فراوان دارد و اغلب برای توصیف نور الهی، نور خورشید یا هر نوع روشنایی پایدار و آشکار استفاده میشود که باعث رفع تاریکی و ابهام میگردد. در معنای گستردهتر، «ضیا» تنها به نور فیزیکی محدود نمیشود، بلکه میتواند نمادی از علم، هدایت، آگاهی و روشنایی معنوی نیز باشد که انسان را از جهل و گمراهی خارج میکند. در ادبیات فارسی، این واژه اغلب با مفاهیم معنوی و عرفانی همراه است و به نوری اشاره دارد که حقیقت را آشکار میسازد و راه درست را نشان میدهد. همچنین در برخی متون دینی، «ضیا» در کنار واژههایی مانند «نور» و «سراج» به کار رفته تا اهمیت روشنایی هدایتگر و الهی را نشان دهد. این واژه بیانگر حالتی است که در آن تاریکی از میان میرود و محیط یا ذهن انسان روشن و واضح میشود. بنابراین، «ضیا» مفهومی فراتر از روشنایی ظاهری دارد و هم در معنای مادی و هم معنای معنوی، نشاندهنده نور، هدایت و آشکار شدن حقیقت است.
ضیا
فرهنگ عمید
نور، روشنایی.
فرهنگ فارسی
( اسم ) نور روشنایی.
فرهنگ اسم ها
اسم: ضیا (پسر) (عربی) (مذهبی و قرآنی) (تلفظ: ziyā) (فارسی: ضيا) (انگلیسی: ziya)
معنی: روشنایی، فروغ، ( ضیاء ) ( در قدیم ) نور، روشنی، ( عربی، ضیاء ) ( در قدیم ) نور
ویکی واژه
ضیاء
از اسامی مردانه ایرانی.
نور، روشنی، روشنایی. زردآلوی ضیاالملک.
جمله سازی با ضیا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خورشید شرع و چشم و چراغ و ضیاء دین میر و امام امت، سیف المناظرین
💡 آنها که جهان را به چراغی که خداوند بفروختش اندر شب دین روی ضیااند
💡 دل از نور خرد کردم ضیا گیر خرد را بر عیار دل زدم من
💡 در ظل آفتاب نوال تو خشک و تر آری دهد ضیاء بخشک و تر آفتاب
💡 از ضیا دیدنش بر دشمن ضیا گردد ظلم از ظلم رفتنش بر ملکت ظلم گردد ضیا