ضوابط
مترادفها
مقررات، قوانین، قواعد
متضادها
بینظمی، هرج و مرج، بیقانونی
لغت نامه دهخدا
ضوابط. [ ض َ ب ِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضابطة.
فرهنگ عمید
= ضابطه
فرهنگ فارسی
جمع ضابطه
جمله سازی با ضوابط
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اصطلاح اقتصاد مقاومتی اولین بار در سال ۲۰۰۷ پس از محاصره نوار غزه توسط اسرائیل که مواد غذایی و نهادههای اولیه برای تولید و پیشرفت اقتصادی را نیز شامل میشد و ناتوانی غزه در صادرات، امکان صادرات و کشت بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله توت فرنگی را کاهش داده بود مورد استفاده قرار گرفت و ضوابط و معیارهای حاکم بر مفهوم اقتصاد مقاومتی شناسایی گردید.
💡 در دهه 80 شمسی سازمان برنامه و بودجه اقدام به انتشار نشریاتی در مورد ضوابط طراحی و اجرای این سیستم ها کرده و فهرست بهای واحد پایه آبیاری تحت فشار برای متره و برآورد عملیات اجرایی آن را برای اولین بار در سال 1383 شمسی ارائه نموده است.
💡 صدور مجوز، تدوین مقررات و ضوابط، تولید، واردات، خرید و فروش، نگهداری و توزیع تجهیزات، مواد کیتهای آزمایشگاهی و رسیدگی به شکایتهای رسیده از این کالاها با همکاری این اداره انجام میشود. در صورت لزوم نظر آزمایشگاه کنترل غذا دارو یا آزمایشگاههای رفرانس برای بررسی کیفی دستگاهها و مواد اخذ میشود.
💡 همه میخواهند قیود و تکنیکهای سنتی و دستوری را زیر پا بگذارند و ضوابط دیرینهٔ زیبایی شناختی را لغو اعلام کنند که نمونه بارز آن نقاشیهای جکسون پولاک است.
💡 به منظور شناسایی عوامل سیاسی کلیه سیاست گذاریها و اقدامات دولت که بهطور مستقیم و غیر مستقیم بر کسب و کار مؤثر هستند، ارزیابی میشوند. برخی از این عوامل عبارتند از: ثبات محیط سیاسی، سیاستهای مالیاتی و تأثیر آن بر تجارت، عضویت دولت در توافقنامههای تجاری بینالمللی، ضوابط تجارت خارجی، سیاستهای رفاه اجتماعی.
💡 تمامی کارگران در هنگام ورود به کارخانه، باید به دقت تمامی ضوابط ایمنی و حفاظتی تعیین شده را رعایت کنند تا حادثه رخ ندهد.
💡 برای ثبت نام در این دوره آموزشی، متقاضیان باید تمامی ضوابط و شرایط اعلام شده در وبسایت رسمی موسسه را به دقت رعایت کنند.
💡 مدیریت شرکت اعلام کرد که از این پس، تمامی ضوابط مربوط به نحوه استخدام نیروهای جدید بر اساس شایستگی و مهارت آنها خواهد بود.