ضایع گذاشتن
مترادفها
هدر دادن، تباه کردن
متضادها
ذخیره کردن، حفظ کردن، استفاده کردن
فرهنگ معین
( ~. گُ تَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) اهمال کردن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) فروگذاشتن اهمال کردن.
ویکی واژه
اهمال کردن.
جمله سازی با ضایع گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن است که از منفعت گرفتن و منفعت رسانیدن بازماند. اما منفعت گرفتن کسب بود که بیمخالطت راست نیاید و هرکه عیال دارد و به کسب مشغول نشود و عزلت گیرد نشاید که ضایع گذاشتن عیال از کبایر بود و اگر قدر کفایت دارد یا عیال ندارد، عزلت اولیتر.