کلمه صنف در زبان فارسی به معنای گروه یا دستهای از افراد با ویژگیهای مشترک، شغل یا حرفهای خاص است. این واژه در زمینههای اجتماعی، اقتصادی و حرفهای به کار میرود و میتواند به دستهبندی افراد بر اساس شغل، تخصص یا فعالیتهای مشابه اشاره داشته باشد.
معانی و مفاهیم:
گروه شغلی: در این معنا، صنف به گروهی از افراد اشاره دارد که در یک شغل یا حرفه خاص مشغول به کار هستند. به عنوان مثال، صنعتگران یا صنفی از معلمان.
دستهبندی اجتماعی: این واژه میتواند به دستههای اجتماعی یا اقتصادی نیز اشاره داشته باشد، مانند صنف کارگران یا تجار.
معادلات و مترادفها:
مترادفها: گروه، دسته، طبقه.
معادلها در زبانهای دیگر: در انگلیسی: guild (در زمینههای شغلی) یا class (در زمینههای اجتماعی).
صنف. [ ص ِ ] ( ع اِ ) پاره ای ازهر چیزی. ( منتهی الارب ). گونه از هر چیزی. ( دهار ). طبقه. رسته. گون. ج، اَصناف، صُنوف. || نوع. ( منتهی الارب ): احمد ینالتکین پیش آمد...بگذشت از سرهنگان و دیگر اصناف که با وی نامزد بودند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 272 ). و همیشه حکمای هر صنف از اهل علم میکوشیدند. ( کلیله و دمنه ). || ( اصطلاح منطق ) نوع مقید به صفات عرضی کلی. ( غیاث اللغات از بحر الجواهر ). بعضی به این وضع تصریح کنند که صنف بمعنی قسمی از اقسام هر نوع از انواع موجودات است، چنانکه حیوان جنس است و انواع او بَقَر و فرس وجمل و انسان... همچنین اقسام نوع را صنف نامند، چنانچه اصناف نوع فرس، ترکی و تازی... و کوهی است و اصناف نوع انسان، چینی و رومی و هندی. ( غیاث اللغات ).
- صنف الثوب؛ حاشیه جامه. ( منتهی الارب ).
|| هر گروه و دسته و طبقه از پیشه وران و صاحبان حرفه و کسبه ٔهمشغل چنانکه صنف بزاز، صنف قصاب، صنف کلاهدوز، صنف کفاش و غیره.
صنف. [ ص َ ] ( ع اِ ) نوع.گونه. ج، اصناف. ( منتهی الارب ). رجوع به صِنف شود.
صنف. [ ص ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ اصنف. ( منتهی الارب ).
صنف. [ ص َ ] ( اِخ ) موضعی است در بلاد هند یا چین که عود صنفی بدان منسوب است. ( از معجم البلدان ). رجوع به حدود العالم ص 41 و اخبار الصین و الهند ص 9 شود.
(ص ) [ ع. ] (اِ. ) رسته. ج. اصناف.
۱. گروهی از افراد که در زمینه ای خاص فعالیت دارند.
۲. [قدیمی] نوع، گونه، رسته.
۳. [قدیمی] پیشه ور.
نوع، گونه، رسته
۱ - گونه نوع. ۲ - دسته رسته: صنف بزاز جمع: اصناف صنوف.
[ویکی فقه] صنف، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای هر یک از اقسام حاصل از تقسیم مفهوم کلی به وسیله عرض خاص غیر شامل است.
«صنف»، قسمی از یک کلی است که به وسیله عَرَض خاص غیر شامل، از قسم یا اقسامِ مقابل خود متمایز شده است. عَرَض خاص در یک تقسیم بر دو قسم است:۱. عرض خاص شامل که بر جمیع افراد موضوع عارض می شود؛۲. عرض خاص غیر شامل که بر بعض افراد موضوع عارض می شود؛ مثلاً شاعر نسبت به انسان، عرض خاص غیر شامل است که باعث تقسیم انسان ها به دو دسته شاعر و غیر شاعر می شود. این نوع تقسیم در منطق «تصنیف» نامیده می شود و به هر یک از اقسام به دست آمده، «صنف» می گویند. تقسیم کلی به وسیله فصل که ذاتیِ کلی و داخل در حقیقت اقسام است، «تنویع» نام دارد و به هر یک از اقسام به دست آمده، «نوع» می گویند. فرق تصنیف و تنویع در همین نکته است که تقسیم کننده مفهوم کلی در تصنیف، عَرَض است که خارج از حقیقت اصناف است، ولی در تنویع، فصل است که داخل در ماهیت انواع است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • شیرازی، قطب الدین، درة التاج (منطق).• مظفر، محمدرضا، المنطق.
۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۰.
categoria
رسته.
اصناف.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با سر هر موی تو هر صنف را صد دعوی است گرچه یک مو از کسی، طبع تو منت دار نیست
💡 اتحادیه مشاوران املاک تهران یکی از نهادهای صنفی در شهر تهران است که هدفش تنظیم فعالیت واحدهای مشاور املاک در این شهر و نظارت بر آنها است.
💡 مجمع امور صنفی عبارت است از نمایندگان منتخب اعضای هیئت مدیره اتحادیههای صنفی هر شهرستان، که برای انجام وظایف و مسئولیتهای مقرر در قانون نظام صنفی، این مجمع را تشکیل میدهند.
💡 برگزاری مسابقات و دورههای مختلف فنی از اَهم فعالیتهای این اتحادیهٔ صنفی است.