لغت نامه دهخدا
صلواتی. [ ص َ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به صلوات. رجوع به صلوات شود.
صلواتی. [ ص َ ل َ ] ( ص نسبی ) منسوب به صلوات. رجوع به صلوات شود.
( ~. ) [ ع - فا. ] (ص نسب. ) ویژگی چیزی که برای دریافت آن می توان صلوات فرستاد، رایگان.
منسوب است به صلوات
ویژگی چیزی که برای دریافت آن میتوان صلوات فرستاد، رایگان.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بنمای تو خورشید جمال رخ خود را در صبحدمی تا صلواتی بفرستیم
💡 عبدالله نوری وزیر اسبق کشور، فضلالله صلواتی و گروهی از فعالان دانشجویی و مدنی درگذشت او را رسماً تسلیت گفتند.
💡 به سؤال تو چو درماند گوید به نشاط «بر پیمبر صلواتی خوش خواهم به آواز!»