صرفه بردن
مترادفها
بهرهمند شدن، سود بردن
متضادها
زیان کردن، ضرر کردن
لغت نامه دهخدا
صرفه بردن. [ص َ ف َ / ف ِ ب ُ دَ ] ( مص مرکب ) سبقت نمودن و پیشی گرفتن. ( برهان ). پیشی گرفتن. ( انجمن آرا ):
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما.حافظ.راه عشق ار چه کمینگاه کماندارانست
هرکه دانسته رود صرفه ز اعدا نبرد.حافظ.دام سخت است مگر یار شود لطف خدا
ورنه آدم نبرد صرفه ز شیطان رجیم.حافظ.|| نفع بردن و فائده کردن. ( برهان ). نفع بردن. ( انجمن آرا ).
فرهنگ معین
( ~. بُ دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - سود بردن. ۲ - سبقت جستن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - نفع بردن سود بردن. ۲ - پیش افتادن سبقت جستن.
ویکی واژه
سود بردن.
سبقت جستن.
جمله سازی با صرفه بردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 عاجزیم، اما نه چندان کز کسی عاجز شویم هر که از ما می تواند صرفه بردن، مال اوست
💡 هدف اصلی مدیریت شرکت از اجرای این طرح جدید، صرفه بردن از منابع موجود و کاهش هزینههای اضافی در فرآیند تولید محصولات باکیفیت است.
💡 بسیاری از مردم سعی میکنند با مدیریت صحیح امور مالی، از درآمدهای خود به بهترین شکل ممکن برای صرفه بردن از موقعیتهای اقتصادی استفاده کنند.
💡 اگر بتوانیم از این فرصت برای یادگیری مهارتهای جدید استفاده کنیم، قطعاً در آینده شغلی خود از مزایای بسیار زیادی برای صرفه بردن بهرهمند خواهیم شد.