شیدائی
مترادفها
شیدایی، دیوانگی، جنون
متضادها
خرد، عقل، آرامش
لغت نامه دهخدا
شیدائی. [ ش َ / ش ِ ] ( حامص ) رجوع به شیدایی شود.
جمله سازی با شیدائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جان در طلب وصال تو شیدائی شد دل در خم گیسوی تو سودائی شد
💡 رحمی ای عشق بیا بر سر سودائی من که هوسناک شده این دل شیدائی من
💡 ز شیدائی بماندی در تف و سوز از آن اندر گدازی در شب و روز
💡 شد فاش در آفاقم آوازه شیدائی معروف جهان گشتم از دولت رسوائی
💡 ز شیدائی شدی دیوانه و مست اگر بر خود بگیری جای آن هست
💡 تا از بر من برفتی ای بینائی ز اندیشه هجر تو شدم شیدائی
💡 شاعر در این غزل عاشقانه، با استفاده از واژگان عمیق، حالت شیدائی و بیخود شدن عاشق را در برابر زیبایی معشوق به زیبایی ترسیم کرده است.
💡 در فرهنگ ادبیات کلاسیک، شیدائی و مستی از شراب عشق، از مهمترین مفاهیمی است که برای توصیف حالات درونی عارفان به کار میرود.
💡 او با آن چشمان درخشان و لبخند همیشگی، نوعی شیدائی در نگاه مخاطبان ایجاد میکرد که گویی تمام وجودش با عشق و اشتیاق پر شده است.