«شکوهمند» صفتی در زبان فارسی است که برای توصیف چیزی به کار میرود که دارای عظمت، بزرگی، جلال و جلوهای چشمگیر و تأثیرگذار باشد و در نگاه بیننده حس احترام و تحسین ایجاد کند. این واژه معمولاً برای بیان مفاهیمی استفاده میشود که فراتر از حالت عادی هستند و از نظر ظاهری، معنوی یا احساسی، دارای شکوه، وقار و ارزش بالایی محسوب میشوند. «شکوهمند» میتواند برای توصیف مناظر طبیعی، بناهای تاریخی، رویدادهای مهم، دستاوردهای بزرگ یا حتی شخصیت انسانهایی به کار رود که جایگاه والا و اثرگذاری عمیق دارند. در ادبیات فارسی، این واژه اغلب بار معنایی مثبت دارد و نشاندهنده عظمت همراه با زیبایی، وقار و احترام است، نه صرفاً بزرگی ظاهری یا مادی. وقتی چیزی شکوهمند توصیف میشود، معمولاً حس غرور، افتخار و تحسین را در ذهن مخاطب برمیانگیزد و نشان میدهد که آن موضوع ارزش توجه و ستایش ویژهای دارد. این کلمه در متون رسمی، ادبی و توصیفی کاربرد فراوانی دارد و به نویسنده کمک میکند تا اهمیت و برجستگی یک موضوع را به شکلی تأثیرگذار بیان کند.
شکوهمند
لغت نامه دهخدا
شکوه مند. [ ش َ / ش ِ وَ / وِ م َ ] ( ص مرکب ) گله مند. شاکی. شکوه پرداز. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.، شکوهمند. [ ش ُ م َ ] ( ص مرکب ) باوقار. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ). صاحب شکوه. ( آنندراج ) ( فرهنگ فارسی معین ): تحریم؛ شکوهمند کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( دهار ). توقیر؛ شکوهمند داشتن. ( یادداشت مؤلف ) ( دهار ).
فرهنگ عمید
دارای وقار و شکوه، باشکوه وجلال، شکوه ناک.
فرهنگ فارسی
( صفت ) صاحب شکوه باوقار.
گله مند شاکی شکوه پرداز.
فرهنگ اسم ها
اسم: شکوه مند (پسر) (فارسی) (تلفظ: šokuhmand) (فارسی: شکوهمند) (انگلیسی: shokuhmand)
معنی: با شکوه
جمله سازی با شکوهمند
💡 قدمت اذان صبحدل به سه دهه میرسد که در واقع جز» آخرین اذانهای شکوهمند است. البته او اذانی هم در ماهور دارد.
💡 بهجت سیمای شکوهمند و کمال اوصاف تو مرا مسرور کند.