لغت نامه دهخدا
شوخ طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) تیزطبعی. بذله گویی.
شوخ طبعی. [ طَ ] ( حامص مرکب ) تیزطبعی. بذله گویی.
خوش طبعی بذله گویی.
{humour} [روان شناسی] توانایی درک یا بیان جنبه های طنزآمیز موقعیت ها
توانایی درک یا بیان جنبههای طنزآمیز موقعیتها.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طنز یعنی بیان هنرمندانه و نقادانهٔ کژیها و نادرستیها به قصد اصلاح و نه تخریب. طنز فاخرترین گونهٔ شوخطبعی نسبت به گونههای دیگرش هزل و هجو و فکاهی است. لطیفهها عمدتاً از نوع فکاهیاند؛ اما آنجا که رنگ و بوی تمسخر قومی یا شخصی خاص میگیرند، به هجو متمایل میشوند. البته لطیفههای زیادی هم هستند که اقدام به انتقاد از فرد، گروه، جامعه و نظام خاصی میکنند که در دسته «طنز» قرار میگیرند.
💡 پدر ادوارد، گرچه یک نظم دهنده خشن بود، بهطور نمایشی مهربان بود، و مادرش با فرزندانش یک طرف خوشحال نشان میداد که چهره عمومی سخت گیرانه او را نادیده میگرفت. او توسط بچههایی که به عنوان شوخطبعی قدمهای نان تست برای استاد فرانسوی خود درست میکردند، سرگرم شد و آنها را تشویق کرد که به او اعتماد کنند.
💡 در یک نقد گذشته نگر «استیو هو ایی» برای آل میوزیک بیان کرد که: «اشعار بیشتر دربارهٔ «بزرگ شدن در جهنم» است تا «انتقاد از جامعه»؛ اما همچنین بیان کرد که آلبوم «تازگی ابتدایی حساب نشده» را دارا هست»؛ که این جمله ناشی از حس شوخطبعی اوست، هرچند چیزی که او فکر میکنند در هاردکور رپ نایاب است.
💡 ادی مورفی در ۸ سالگی پس از مرگ پدر و بیماری سخت مادرش، یک سال در پرورشگاه زندگی کرد و آنطور که خودش در گفتوگویی اظهار کرده روحیهٔ طنز و شوخطبعی او در همان زمان شکوفا شد.[نیازمند منبع] روحیهٔ طنز و شوخطبعیهای ادی مورفی در برخی از آثارش مشهود است.
💡 یکی دیگر از ویژگیهای بارز سعدی، شوخطبعی، نکتهدانی و طنازی اوست. در آثار گوناگون او اعم از غزلیات، بوستان، گلستان و غیره، همهجا آثاری آشکار یا پنهان از نکتهسنجی و طنز سعدی میتوان یافت. وی مفاسد و معایب جامعهٔ خود را با طنز ملایمی به تصویر میکشد و از آن انتقاد میکند.