سیخی

فرهنگ فارسی

۱ - ( صفت ) منسوب به سیخ. ۲ - گوشه ایست در دستگاه شور.

جمله سازی با سیخی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به دست من به جز سیخی از آن تتماج او نامد ولی چون سیخ سرتیزم در آنچ مستفیدستم

💡 پوستی در استخوان پیکرش همچو خنبی بر سر سیخی سرش

💡 شاخی که شبنم گلش از اشک بلبل است آخر چرا نگردد سیخی برین کباب!

💡 از خون دلم هر مژه‌ای پنداری سیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست

💡 جو کجا از کاه خشک او سیر نی در عقب زخمی و سیخی آهنی

💡 بس به اشک آلوده شخصم، گوئیا سیخی از آب کباب آلوده اند

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز