سگم

لغت نامه دهخدا

سگم. [ س َ گ َ ] ( اِ ) چرغد و شبگیر. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

چرغد و شبگیر

جمله سازی با سگم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شهسوارا چه سگم من که ترا صید کنم بختم این بس که دلم طعمه شود باز تورا

💡 جان بخشدت سگم چو قدم بر سرم نهد مارا سگ تو هم قدم و هم کرم نمود

💡 مرا به داغ سگی سوختی و درد نکرد سگم نخواندی، از این درد و داغ می سوزم

💡 من که هنگام فریضه سگم اندر بغل است بی‌خود از بهر ریا نافله تا چند کنم

💡 من آن سگم که پیر شدم در وفای او انصاف نیست خواجه براند زدر مرا

قلعه سرا یعنی چه؟
قلعه سرا یعنی چه؟
موستره یعنی چه؟
موستره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز