سه فرزند

لغت نامه دهخدا

سه فرزند. [ س ِ ف َ زَ ] ( اِ مرکب ) موالید ثلاثه. ( جهانگیری ). موالید ثلاثه که نبات، جماد و حیوان باشد. ( برهان ):
تا تربیت کنند سه فرزند کون را
ترکیب چار مادر و تأثیر نه پدر.انوری.

فرهنگ معین

( ~. فَ زَ ) (اِمر. ) موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.

فرهنگ عمید

= موالید * موالید ثلاثه

فرهنگ فارسی

موالید ثلاثه: جماد جماد نبات و حیوان.
موالید ثلاثه موالید ثلاثه که نبات و جماد و حیوان باشد

ویکی واژه

موالید ثلاثه: جماد، نبات و حیوان.

جمله سازی با سه فرزند

💡 سه فرزند اگر بر تو هست ارجمند سر بدره بگشای و لب را ببند

💡 مستر هنکی با همسر و سه فرزند خود، سیمون، انبر و کورن والیس در فاضلاب زندگی می‌کند.

💡 مرا خوارتر چون سه فرزند خویش نبینم به هنگام بایست پیش

💡 ز آبا و امهات سه فرزند خاستند حیوان و معدن و سوم هر سه شان نبات

💡 سه فرزند پرمایه را چشم داشت ز دیر آمدنشان به دل خشم داشت

💡 فیشر با رودا فیشر در زمانی که در جنبش جوانان صهیونیست عضو بود ازدواج کرد. این زوج دارای سه فرزند هستند.