موی استر

لغت نامه دهخدا

موی استر. [ اُ ت ُ ] ( نف مرکب ) سترنده و تراشنده موی. حلاق. سلمانی. دلاک. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به مترادفات کلمه شود.

فرهنگ فارسی

سترنده و تراشنده موی.

جمله سازی با موی استر

💡 ای خر فربه و ای استر توسن روزی بارکش گردی و هم رام شوی هم لاغر

💡 زمام کار جهان را به سفله‌ای بسپرد که کس بدو نسپردی زمام استر و خر

💡 بدان امیر که شد شاه چرخ چاکر او نمونه ئیست مه نو ز نعل استر او

💡 ابا هر یکی افسری شاهوار صد اسب و صد استر به زین و به بار

💡 بر دهان تو سزد چون استر حلقه تا دگر ژاژ نخائی پس ازین ای استر

همچنین یعنی چه؟
همچنین یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
جستجو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز