(س ) [ فر. ] (اِ. ) ۱ - زمان کار. ۲ - شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشین های دیگر. ۳ - اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد. ۴ - مجموعة ظرف و امثال آن، سری. ۵ - مؤسسه بزرگی که به یکی از امور اجتماعی یا سیاسی و... اختصاص دارد «س
۱. فعالیتی که به منظور رفع نیازهای دیگران انجام می شود.
۲. (اسم ) تشکیلات مجری امور اجتماعی، سیاسی، اداری، و امثال آن ها: سرویس خبری، سرویس پستی، سرویس اداری.
۳. (اسم ) خودرویی که در ساعت معینی آمادۀ جابه جا کردن اعضای یک مؤسسۀ خاص است.
۴. (اسم ) مجموعه ای از ظروف یا وسایل متناسب با یکدیگر.
۵. (اسم ) مجموعۀ تجهیزات لازم برای یک فعالیت.
۶. (اسم ) بهایی که هتل یا رستوران در ازای ارائه ی خدمات دریافت می کنند.
۷. (اسم ) ساعت کار یک مؤسسه.
۸. (اسم ) مجموع مکان های بهداشتی یک ساختمان شامل دست شویی، توالت، و حمام.
۹. بازدید و تنظیم اجزای یک دستگاه میکانیکی.
۱۰. (اسم ) (ورزش ) ضربه ای که در زمان آغاز بازی در ورزش هایی چون والیبال، تنیس، و بدمینتون به توپ زده می شود.
نوکری، چوکری، خدمتگزاری، خدمت، بنگاه، دستگاه
( اسم ) ۱ - هنگام کار: سرویس اداری. ۲ - شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشینهای دیگر. ۳ - اتومبیلی که در خدمت کارمندان باشد سرویس عمومی سرویس اختصاصی. ۴ - واحد برای ظروف و امثال آن دست یک دست چایخوری.
زمان کار.
شستشو و تعمیر اتومبیل و ماشینهای دیگر.
اتومبیلی که در ساعات کا ر در خدمت یک فرد، یا مؤسسه یا سازمان باشد.
مجموعة ظرف و امثال آن، س
مؤسسه بزرگی که به یکی از امور اجتماعی یا سیاسی و... اختصاص دارد «سرویس خبری».
تنبیه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سرویست نیزه رشته ز دریای دست تو سرو ار چه مینروید الا ز جویبار
💡 معدلتت خسرویست در سپهش هر نفر تیشهٔ فرهاد گیر ریشهٔ بیداد کن
💡 این که پرواز گرفته است همای شوقم به هواداری سرویست خرامان که مپرس
💡 سرو و مه و بنفشه ببستان بهل که او ماهیست پر بنفشه و سرویست پر کنار
💡 آبم از دیده روانست و خیال قد او همچو سرویست در آن آب روان پیوسته