سرمایه‌داری

لغت نامه دهخدا

سرمایه داری. [ س َ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) مالداری. ثروتمندی.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. اِ. ) ۱ - قدرت سرمایه ها و سرمایه داران. ۲ - نظام اقتصادی که در آن ابزار تولید و توزیع عمدتاً خارج از اختیار دولت و متعلق به گروه خاصی است که براساس رقابت و جلب نفع شخصی عمل می کنند.

فرهنگ عمید

سرمایه داشتن، سرمایه دار بودن.

فرهنگ فارسی

۱ - قدرت سرمایه ها و سرمایه داران. ۲ - مجموع سرمایه داران.

فرهنگستان زبان و ادب

{capitalism} [باستان شناسی، جامعه شناسی] نظامی اقتصادی مبتنی بر کارِ مزدبرانه و تولید محصول و عرضۀ خدمات برای فروش و مبادله و به دست آوردن سود در ابعادی فراتر از تأمین نیازهای بلافصل تولیدکننده

ویکی واژه

نظامی اقتصادی مبتنی بر کارِ مزدبرانه و تولید محصول و عرضۀ خدمات برای فروش و مبادله و به دست آوردن سود در ابعادی فراتر از تأمین نیازهای بلافصل تولیدکننده.

جمله سازی با سرمایه‌داری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنچه را با کارگر سرمایه‌داری می‌کند با کبوتر پنجه باز شکاری می‌کند

💡 رازدان جزو و کل از خویش نامحرم شد است آدم از سرمایه‌داری قاتل آدم شد است

💡 به عنوان یک ایدئولوژی ضد سرمایه‌داری، آنارشیسم اجتماعی با بیان غالب سرمایه‌داری از جمله گسترش شرکت‌های فراملی از طریق گلوبالیزه‌شدن مخالف است. این یکی از اشکال اصلی سوسیالیسم، در کنار سوسیالیسم ایده‌آلیست، سوسیالیسم دموکراتیک و سوسیالیسم اقتدارگرا است. آنارشیسم اجتماعی مالکیت خصوصی، به ویژه مالکیت خصوصی ابزار تولید را به‌عنوان منبع اصلی نابرابری اجتماعی رد می‌کند.

💡 در آن مرحلهٔ تکامل جامعهٔ سرمایه‌داری، سندیکاها رفته‌ رفته به سازمان‌های دائمی کم و بیش پراهمیت و نیرومند مبدل شدند.

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز