سرلشکر. [ س َ ل َ ک َ] ( اِ مرکب ) رئیس فوج. ( آنندراج ). سپهبد. سپهسالار. ( صحاح الفرس ): و یک هزار سوار مردان معروف همه اصفهبدان و سراهنگان سرلشکر جدا کرد. ( فارسنامه ابن البلخی ). و سرلشکر عرب سعد بوده و سپهسالارشان یکی بود نام او جریربن عبداﷲ البجلی. ( فارسنامه ابن البلخی ص 112 ). || مهتر. رئیس:
غیر پیر استاد و سرلشکر مباد
پیر گردون نی ولی پیر رشاد.مولوی. || پیش آهنگ که پیش برآید:
سرلشکر هر فتنه که آید ز پی جان
تازان ز ره عرصه جولان تو آید.وحشی ( از آنندراج ).|| درجه ای در ارتش، بالاتر از سرتیپی و پائین تر از سپهبدی.
(سَ. لَ کَ ) (اِمر. ) فرمانده لشکر، بالاتر از سرتیپ.
۱. (نظامی ) افسر ارتش، بالاتر از سرتیپ.
۲. [قدیمی] فرماندهِ لشکر.
فرمانده لشکر، افسرارتش بالاترازسرتیپ
۱ - فرمانده لشکر. ۲ - افسری که از امرای ارتش که درجه وی بالاتر از سرتیپ و پایین ت از سپهبد است.
سرلشکر (ایالات متحده). سرلشکر ( انگلیسی: Major general ) عنوان و درجه ای نظامی برای نیروی زمینی ایالات متحده آمریکا، نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا و سپاه تفنگداران دریایی ایالات متحده آمریکا است.
فرمانده لشکر، بالاتر از سرتیپ.
💡 سهل باشد قلب دشمن را پریشان ساختن خویش را بشکن اگر خواهی که سرلشکر شوی
💡 همچو ماهی میگدازی در غم سرلشکری بینمت چون آفتابی بیحشم سلطان شده
💡 درجات امرای ارتشی در نیروی زمینی غالباً شامل این موارد است: ارتشبد، سپهبد، سرلشکر و سرتیپ. با این حال ممکن است در کشورهای مختلف اختلافات کوچک یا بزرگی نیز دیده شود.
💡 چون سکندر ملک دارم شمس تبریزی ز لطف سوی لشکرهای معنی لاجرم سرلشکرم
💡 در ۱۸ مه ۱۹۴۵ به عنوان سرلشکر جوان سوبچاک برای آمادهسازی نیروی پرسنلی برای عبور از خلیج فریش گاف مدال ستاره سرخ دریافت کردو پس از پایان جنگ به عنوان یک مهندس راهآهن شروع به کار کرد.
💡 او در سال ۱۳۴۵ با درجه سرلشکری به ریاست اداره کل روابط عمومی ارتش منصوب شد و پس از چندی با درجه سپهبدی رئیس دادگاه انتظامی ارتش گردید.