سرداور
مترادفها
داور اصلی، رئیس داوران
لغت نامه دهخدا
سرداور. [ س َ وَ ] ( اِ مرکب ) حَکَم مشترک. ( فرهنگستان ).
فرهنگ معین
( ~. وَ ) (ص مر. اِمر. ) داور سوم است که طرفین دعوی مشترکاً او را تعیین می کنند، حکم مشترک.
فرهنگ عمید
کسی که از طرف دو یا چند تن به داوری انتخاب شود، داور، حکم.
فرهنگ فارسی
داور، حکم، کسی ا جانب دویاچندتن به داوری پردازد
( صفت ) داور سوم است که طرفین دعوی مشترکا او را تعیین کنند حکم مشترک.
ویکی واژه
داور سوم است که طرفین دعوی مشترکاً او را تعیین میکنند، حکم مشترک.
جمله سازی با سرداور
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دربارهٔ شاه اسماعیل یکم و شاه تهماسب یکم از جانب ادوارد براون نیز بهترین و قابل اعتمادترین گزارشها به دست ما رسیدهاست. علاوه بر تحقیقات والتر هینتس و و ادوارد براون، دکتر منوچهر پارسادوست نیز کتابی تحت عنوان شاه اسماعیل دوم، شجاع تباه شده تألیف کردهاست. همچنین کتابی تحت عنوان «زندانی قلعه قهقهه (سرگذشت قهرمانیهای شاه اسماعیل صفوی)» نوشته حمزه سرداور منتشر گردیدهاست.