سادس

لغت نامه دهخدا

سادس. [ دِ ] ( ع ص ) ششم. ( مهذب الاسماء ) ( ترجمان علامه جرجانی ) ( غیاث ) ( دهار ) ( آنندراج ). عدد واقع بین خامس و سابع. ( اقرب الموارد ). و آن را به سات و سادی نیز بدل نمایند. رجوع به تاج العروس و منتهی الارب در ماده [ س ت ت ] و سات و سادی در این لغت نامه شود.
- امثال:
کل سادس مخلوع.

فرهنگ معین

(دِ ) [ ع. ] (عد. ص. ) ششم، ششمین.

فرهنگ عمید

ششم، ششمین.

فرهنگ فارسی

ششم، ششمین
( صفت ) ششم ششمین.

جمله سازی با سادس

💡 به روز شنبهٔ سادس ز ماه ذی الحجّه به سال هفتصد و شصت از جهان بشد ناگاه

💡 پند سادس آنکه قدر خویش دان تا نیابی اندر این دنیا زیان

💡 چو ایزد خواست کردن این جهان را کزو کون و فسادست این و آن را

💡 عیسی عشق ندارد سر درمان کسی جان کسادست بسی او نخرد جان کسی

💡 گر متاع سخن امروز کسادست کلیم تازه کن طرز که در چشم خریدار آید

چامه زدن یعنی چه؟
چامه زدن یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
بارانی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز