«زلال خضر» ترکیبی ادبی و کنایی در زبان فارسی است که از دو واژه «زلال» به معنای آب صاف، شفاف و گوارا و «خضر» به معنای شخصیت افسانهای و مقدسی که به آب حیات دست یافته است، تشکیل شده است. این ترکیب در معنای اصلی به آب حیات یا همان آب جاودانگی اشاره دارد که بنا بر روایتهای کهن، خضر از آن نوشیده و به زندگی جاودانه دست یافته است. به همین دلیل، «زلال خضر» در ادبیات فارسی نمادی از زندگی پایدار، طراوت همیشگی، پاکی، شفا و رهایی از مرگ به شمار میآید. شاعران و نویسندگان این تعبیر را برای توصیف هر چیز بسیار گوارا، ارزشمند و حیاتبخش به کار میبرند و آن را مظهر لطف، رحمت و نیروی زندگی میدانند. گاهی نیز این ترکیب برای بیان سخنان شیرین، عشق پاک، معرفت عمیق یا نعمتی بزرگ استفاده میشود؛ زیرا همانگونه که آب حیات موجب جاودانگی است، این امور نیز به روح و جان انسان تازگی و بقا میبخشند. در بسیاری از سرودههای فارسی، «زلال خضر» در برابر تلخی، مرگ، اندوه و ناامیدی قرار میگیرد و نشانه امید، روشنایی و رستگاری است. بنابراین، این واژه تنها به یک آب افسانهای اشاره ندارد، بلکه مفهومی گسترده و نمادین دارد و هر آنچه سرچشمه زندگی، نشاط، پاکی و جاودانگی معنوی باشد، میتواند به «زلال خضر» تشبیه شود.
زلال خضر
ویکی واژه
منسوب به خضر، آب حیات.
جمله سازی با زلال خضر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در ظلمت فراق چو نوشم زلال خضر آب حیات نیست که آن زهر قاتل است
💡 خصم توگر پی بردبه چشمهٔ حیوان زلال خضر بهر زوالش معین است
💡 چون زهر جانگزای، گلوگیر می شود نتون زلال خضر کشیدن ز جام خلق
💡 وگر به جوهر آتش رسد زلطفش اثر زلال خضر شود شعله دردل کانون
💡 چه جای جام جم اکنون که عشق شد ساقی زلال خضر بود جرعهٔ کمینهٔ ما