ویکی واژه
منسوب به خضر، آب حیات.
منسوب به خضر، آب حیات.
💡 ملایمت به حریفان سفله بی ثمرست زلال خضر به خار سیه زبان چه دهی؟
💡 در ظلمت فراق چو نوشم زلال خضر آب حیات نیست که آن زهر قاتل است
💡 خصم توگر پی بردبه چشمهٔ حیوان زلال خضر بهر زوالش معین است
💡 چون زهر جانگزای، گلوگیر می شود نتون زلال خضر کشیدن ز جام خلق
💡 وگر به جوهر آتش رسد زلطفش اثر زلال خضر شود شعله دردل کانون
💡 چه جای جام جم اکنون که عشق شد ساقی زلال خضر بود جرعهٔ کمینهٔ ما