زغاله
مترادفها
زغال، پست، بیشرف
فرهنگستان زبان و ادب
{blacking} [مهندسی مواد و متالورژی] ماده ای با پایۀ کربن، مانند گرافیت، که برای پوشش دهی افزارگان متالورژیکی به کار می رود تا از چسبیدن فلز مذاب به سطح آنها جلوگیری کند
ویکی واژه
مادهای با پایۀ کربن، مانند گرافیت، که برای پوششدهی افزارگان متالورژیکی به کار میرود تا از چسبیدن فلز مذاب به سطح آنها جلوگیری کند.
جمله سازی با زغاله
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون ز کمان تیرِ شکر زخمه ریخت زهر ز بزغالهٔ خوانَش گریخت
💡 کی کم از بره کم از بزغالهام که نباشد حارس از دنبالهام
💡 گاو و بزغاله و بره گردون چرخ باد ای ماه بتان قربان تو
💡 بزغاله شوره دان و بزماده هست شور اینوبره موتن غنم آمد بربی میش
💡 به بزغاله گفتند بگریز، گفتا: که قصاب در پی کجا میگریزم