زدایی

لغت نامه دهخدا

زدایی. [ زِ / زُ / زَ ] ( حامص ) زدایندگی. زدودن: اندوه زدایی، انده زدایی، غم زدایی، گندزدایی.

جمله سازی با زدایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر زنگ که از صوم ریا آینه دل بسته ست به جام می صافی بزداییم

💡 ترا داده‌ست بخت آن روشنایی که زنگ از جان بدبختان زدایی

💡 موج دریای حوادث دل چون آینه را صیقل زنگ زدایی است که من می دانم

💡 ظلمت بزدی راهم اگر زآن که نکردی از خاطر من صیقل می زنگ زدایی

💡 مصقول شود چو چهره گردون چون دود سیاه را تو بزدایی

سوپر یعنی چه؟
سوپر یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز