زئوس (Zeus) در اسطورهشناسی یونانی، پادشاه خدایان و یکی از مهمترین شخصیتها در دین و فرهنگ یونانی باستان است، او بالاترین مقام را در میان خدایان دارد و به عنوان حامی نظم و عدالت در جهان عمل میکند.
او به عنوان خدای آسمان، رعد و برق، و طوفان شناخته میشود. او معمولاً با صاعقه و چکش رعد و برق تصویر میشود.
زئوس پسر کرونوس و ریا است و برادران و خواهرانش شامل پوزئیدون (خدای دریا) و هادس (خدای زیرزمین) هستند. او همچنین همسر هرا (Hera) است، اگرچه در افسانهها به خاطر روابط متعددش با دیگر الههها و زنان انسانی مشهور است.
زئوس در بسیاری از داستانهای اسطورهای نقش دارد، از جمله داستانهای مربوط به جنگ تروآ و دیگر افسانههای قهرمانی. او به عنوان یک حامی و محافظ برای قهرمانان عمل میکند، اما همچنین میتواند خشمگین و تنبیهکننده باشد.
او در یونان باستان بسیار پرستش میشد و معابدی به نام او، از جمله معبد زئوس در المپیا، وجود داشت. او نماد قدرت و اقتدار در فرهنگ یونانی بود.
زئوس. [ زِ ] ( اِخ ) ستاره ای است سیارة در آسمان ششم که قاضی افلاک است و خانه ببرج حوت و قوس دارد و منجمان سعد اکبرش خوانند و آن را اورمزد و اورمزده و هور و هرمزد نیز گویند. بتازیش برجیس و مشتری نامند و قیل باسین سعفص و این منقول است از زبان گویا. ( شرفنامه منیری: زائوش ). در ادبیات فارسی به ستاره ای اسم هرمز داده شده که در نزد یونانیان به اسم زئوس و بعدها نزد رمها، به اسم ژوپیتر اسم بزرگترین پروردگار آنان هم بوده است. وجه تسمیه ستاره مشتری را بهرمزد نمیدانیم چیست. ابداً مناسبتی در اوستا و آئین مزدیسنا بنظر نگارنده نرسیده، چه اهورامزدای ایرانیان مانند زئوس یا ژوپیتر از پروردگاران طبیعت نیست، در واقع بهیچ یک از پروردگاران اقوام قدیم شباهتی ندارد، نه با خدایان سومر و اَکادو آشور و بابل و فنیسی و مصر و نه با پروردگاران یونان و رم. ( پشتها ج 1 ص 33 ). کلمه زاوش یا زواش که درفرهنگها ضبط است و شعرای قدیم بمعنی مشتری استعمال کرده اند بنظر میرسد که مانند کلمات درهم و دینار و الماس و دیهیم و غیره اصلاً یونانی و از زئوس مشتق باشد. ( یشتها تألیف پورداود ج 1 ص 33 از معین در حاشیه برهان قاطع: زاوش ). و در مزدیسنا آمده: در فرهنگهای پارسی، علاوه بر آنکه واژه های اورمزد، هورمزد و سایر صورتهای آن را بمعنی خدا ضبط کرده اند آنها را مرادف با برجیس و زاوش ( از ریشه زئوس یونانی ) بمعنی ستاره مشتری گرفته اند. ( از مزدیسنا تألیف معین ص 152 ).
زئوس.[ زِ ] ( اِخ ) ( به یونانی ). به فارسی: زاوش. زاووش. زوش، بسانسکریت: دیااوه، بلاتینی: ژوپیتر، بتوتنی: زیو یا تیو، در اوستا: اهورمزد، در سنگ نبشته های هخامنشی: ائور مزده، در ادبیات فارسی هُرمَزد. هُرمُزد. هورمزد. هرمز. ابن العبری آرد: فطرونیوس ناظر در سال چهارم پادشاهی غاییوس قیصر به اورشلیم آمد و تصویر زئوس را در معبد ( هیکل ) خدا نصب کرد و بدین وسیله پیشگویی دانیال صادق شد، زیرا دانیال پیغمبر گفته بود علامتی ناپاک در جایی که سزا نیست نصب میشود.در کتاب ایران باستان آمده: مورخین یونانی آنانی که مانند هرودت، کتزیاس و کزنفون معاصر بعضی از شاهان هخامنشی و با اوضاع ایران آشنا بوده اند، بجای معبود ایرانی ها ارباب انواع یا آلهه یونانی را ذکر کرده اند مثلاً زئوس را بجای اهورمزدا و «آفردویت » یا «دیان » را بجای «مهر» یا «ناهید». ( ایران باستان ج 2 ص 1515 ). بعقیده آگاسیاس شاعر و مورخ یونانی که در حدود سال 636 - 482 م. میزیسته ایرانیان قدیم با یونانیان همکیش بوده مانند آنان زئوس و کرنس و پروردگاران دیگر یونانیان را میپرستیدند ولی به اسامی دیگر. ( یسنا تألیف پورداود ص 105 ).
خدای خدایان و رب الارباب دین یونان باستان و معادل ژوپیتر ( اساطیر ).
پارسیان آسمان را زئوس مینامند
اسم: زئوس (دختر، پسر) (یونانی)
معنی: آسمان، در دین یونان، خدای خدایان و نام پدر آپولون، آرتمیس، و آتنه
خدایخدایان یونان باستان معادل فارسی اهورهمزده. کتسیاس میگوید: کوه بغستان مکان مقدس زئوس است. برخی تاریخنگاران معاصر منظور او را کوه بیستون تلقی مینمایند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بازیهای المپیک از قرن هشتم پیش از میلاد تا قرن ۴ میلادی هر چهار سال یکبار در سراسر اروپای دوران کلاسیک برگزار میشد. نخستین بازیهای المپیک به افتخار زئوس برگزار شد که به ۷۷۶ قبل از میلاد برمیگردد.
💡 در اساطیر یونانی، الارا یک شاهزاده و دختر پادشاه اورکومنوس بود. او از زئوس، صاحب فرزندی به نام تیتیوس شد.
💡 در ماه اکتبر ۲۰۰۲ به نام ارینومی که گفته میشود دختر سلس است و تحت تأثیر ونوس عاشق زئوس (ژوپیتر) گشت نامیده شد.
💡 در ماه اوت سال ۲۰۰۳ نام این قمر به نام ارثوسی، الهه موفقیت در اساطیر یونانی و یکی از هورای نامگذاری شد. هورای دختران زئوس و تمیس بودند.