ریسیدن
مترادفها
پاشیدن، پراکندن، کاشتن
متضادها
جمع کردن، گرد آوردن
لغت نامه دهخدا
ریسیدن. [ دَ ] ( مص ) رشتن. تافتن. ریسمان ساختن. ( ناظم الاطباء ). رشتن پنبه. تافتن پشم و ابریشم وامثال آن. ( برهان ) ( آنندراج ) ( از انجمن آرا ). رشته ٔپنبه و پشم از چرخه تافتن. ( غیاث اللغات ). تابیدن رشته ها با دوک یا چرخ و غیره: ریسیدن نخ. ریسیدن ریسمان. ( یادداشت مؤلف ). || بانگ زدن. فغان وفریاد کردن. || زاری کردن. || کوشش کردن. || پاشیدن و پراکنده کردن. || تخلیه شکم کردن و ریدن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ معین
(دَ ) (مص ل. ) رشتن.
فرهنگ عمید
ابریشم، پشم، یا پنبه را تاب دادن و به شکل نخ یا ریسمان درآوردن، تابیدن.
فرهنگ فارسی
رشتن، تابیدن، عمل ریسیدن، تابیده شده، ریسن
( مصدر ) ( رشت ریسد خواهد رشت بریس ریسنده رشته ) پنبه یا پشم را با دوک ریسیدن تافتن تابیدن: [[ می آسوده در مجلس همی گشت رخ میخواره همچون می همی رشت ]] ( ویس و رامین )
رشتن و تافتن و ریسمان ساختن
ویکی واژه
رشتن.
جمله سازی با ریسیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در سیستم ریسیدن مرطوب، محلول پلیمر پس از خروج از ریسنده که حدود ۱۰۰۰–۳۰۰۰۰ سوراخ دارد، با سرعت ۵–۲۰ متر بر دقیقه وارد حمام منعقدکننده میشود و سپس تحت عملیات کشش و تکمیلهای لازم دیگر قرار میگیرد.
💡 پلیاکریلونیتریل را نمیتوان با روش ذوبریسی تبدیل به لیف کرد؛ زیرا پیش از ذوب شدن، تجزیه شده و زغالی میگردد، بنابراین آن را با روش ریسیدن مرطوب یا ریسیدن خشک، تبدیل به لیف میکنند. بدین منظور پلیمر را با غلظت ۲۰–۳۰ درصد (بسته به وزن مولکولی پلیمر و کوپلیمرهای آن) در حلال مناسب، حل کرده وتبدیل به لیف میسازند.
💡 در سیستم ریسیدن مرطوب میتوان تغییرات مناسب در محلول پلیمر یا حمام منعقدکننده داد و فیلامنت مناسب تهیه کرد.