رگل

فرهنگ معین

(رِ گْ ) [ فر. ] (اِ. ) عادت ماهانة زنان.

فرهنگ عمید

۱. قاعده.
۲. (اسم مصدر ) قاعدگی.

فرهنگ فارسی

قاعده، اصل، آیین، انضباط، طریقه، راه ورسم
( اسم ) عادت ماهانه زنان. توضیح: احتراز از این کلمه بیگانه اولی است.

ویکی واژه

عادت ماهانة زنان.

جمله سازی با رگل

💡 ماهم از شب سایبان بر آفتاب انداختست سروم از ریحان تر برگل نقاب انداختست

💡 ای‌که داری سیرگلزار شهادت در خیال بایدت‌از شوق زد چون سبزه برسرتیغ‌را

💡 بدوزخ چون بری آشفته را با مهر حیدر بر که با دامان پرگل چون خلیل از نار برخیزم

💡 رگل در سال۱۸۹۲ در سن پترزبورگ درگذشت و در قبرستان لوتران به خاک سپرده شد.

💡 چشم آن دارم که دامان مرا پرگل کند پای پرخاری که در دامان تر پیچیده‌ام

💡 بهارگلشن امکان ز ساز و برک شکفتن همین شکستن رنگ است مشکلی‌که ندارد