روانی
1. معنی لغوی
روانی از نظر لغوی به مفاهیم مرتبط با روان، ذهن یا عواطف اشاره دارد که برای توصیف حالتها، ویژگیها یا اختلالات مرتبط با روح و روان انسان به کار میرود.
کاربردها:
اختلالات: در علم روانشناسی و پزشکی، «روانی» به اختلالات یا بیماریهای مرتبط با ذهن و رفتار اشاره دارد، مانند افسردگی، اضطراب و شیزوفرنی.
حالتها: واژه روانی همچنین میتواند به حالتهای عاطفی و احساسی افراد اشاره کند، مانند شادی، غم، استرس و غیره.
2. نام فیلمی ترسناک از آلفرد هیچکاک
روانی (Psycho) یک فیلم ترسناک و معمایی کلاسیک به کارگردانی آلفرد هیچکاک است که در سال 1960 منتشر شد. این فیلم به عنوان یکی از مهمترین آثار تاریخ سینما شناخته میشود و تأثیر عمیقی بر ژانر ترسناک و معمایی گذاشته است.
خلاصه داستان:
داستان فیلم حول محور ماریون کرین (با بازی جینت لی)، یک زن جوان است که پس از دزدیدن مقدار زیادی پول از کارفرمایش، به قصد فرار از شهر به سمت کالیفرنیا سفر میکند. در میانه راه، او در یک موتل دورافتاده به نام موتل «نرمن» توقف میکند.
مدیر این موتل، نورمن بیتس (با بازی آنتونی پرکینز) یک مرد جوان و به ظاهر بیخطر است که با مادرش زندگی میکند. اما به تدریج مشخص میشود که نورمن شخصیت پیچیدهای دارد و رابطهاش با مادرش به شدت غیرطبیعی است.
مترادفها
جنون، دیوانگی
متضادها
عقل، سلامت روان
لغت نامه دهخدا
روانی. [ رَ ] ( حامص ) جریان. سیلان. ( ناظم الاطباء ). رجوع به روان شود
فرهنگ معین
(رَ ) (ص. ) ۱ - مربوط و متعلق به روان. ۲ - دستخوش بیماری روانی.
فرهنگ فارسی
جریان سیلان.
از شاعران قرن دهم عثمانی است وی در ادرنه متولد شد و بسال ۹۳٠ هجری قمری درگذشت
دانشنامه عمومی
روانی (ترانه پست مالون). «روانی» ( به انگلیسی: Psycho ) تک آهنگی از هنرمند اهل ایالات متحده آمریکا پست مالون، است.
این تک آهنگ در چارت های کانادا، استرالیا، سوئد، در رتبه اول و در چارت های نروژ، دانمارک، فنلاند، نیوزلند، پرتغال، اتریش، بریتانیا جزو ده ترانه اول قرار گرفت.
ویکی واژه
مربوط و متعلق به روان.
دستخوش بیماری روانی.
جمله سازی با روانی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی بیشتر برای دریافت جایزه ۱۰۰ زن بیبیسی بابت تلاش برای معالجه روانی مجرمان جنسی شناخته شدهاست.
💡 با دلی خونین لبی خندان و شاد با روانی بسته با رویی گشاد
💡 ز درس عشق تمنای علم محو نمودم سبق ز مصحف رویش مرا روانی داد
💡 قوّتی نه در تن من نه توانی مانده بود کافرم گر بی تو در جسمم روانی مانده بود