رمیدگی

لغت نامه دهخدا

رمیدگی. [ رَ دَ / دِ ] ( حامص ) ترس. هول و هراس. || گریز و فرار. || نفرت. ( ناظم الاطباء ). نفور. اشمئزاز.دوری با وحشت و تنفر و کراهت. رجوع به رمیدن شود.

فرهنگ عمید

ترس و گریز، حالت فرار و گریز از مردم.

فرهنگ فارسی

ترس هول و هراس گریز و فرار

جمله سازی با رمیدگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به آرمیدگی شمع رفته‌ایم از خویش دلیل مقصد از سرگذشتگان پا نیست

💡 ز آرمیدگی ظاهرم فریب مخور اگر چه ساکن شهرم، دلم بیابانی است

💡 از باد پای عمر مجو آرمیدگی جویا عنان گسسته رود این سمند شوخ

💡 به آرمیدگیش گرچه شد عزیمت رقص ز جا نخاسته آرام از زمین برخاست

💡 ساکن زآرمیدگی من بود زمین گردون ز جا رود چو درآیم زجای خویش

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز