رسماً

مترادف‌ها

به طور رسمی، قانونی، علنی، رسمی

متضادها

غیررسمی

لغت نامه دهخدا

( رسماً ) رسماً. [ رَ مَن ْ ] ( ع ق ) از روی قاعده و ترتیب و قانون. ( ناظم الاطباء ). برطبق اصول و قواعد و سنن:ناپلئون در 1804 م. رسماً تاجگذاری کرد. ( فرهنگ فارسی معین ). || بطور دولتی. ( فرهنگ نظام ).

فرهنگ معین

( رسماً ) (رَ مَ نْ ) [ ع. ] (ق مر. ) به طور رسمی، برابر با اصول و مقررات پذیرفته شده، در عمل. مق اسماً.

فرهنگ فارسی

طبق مرسوم بایین: [[ ناپلئون در ۱۸٠۴ رسما تاجگذاری کرد ]].

ویکی واژه

به طور رسمی، برابر با اصول و مقررات پذیرفته شده، در عمل. مق اسماً.

جمله سازی با رسماً

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گروتندیک مؤسسه مطالعات علمی پیشرفته را که در آن استاد بود و بزرگ‌ترین کار خود را در آن کرده بود، در پی مناقشه‌ای بر سر بودجه نظامی در ۱۹۷۰، به دلایل شخصی و سیاسی ترک کرد. در پی آن؛ فعالیت ریاضیاتی او متوقف شد. او در ۱۹۸۸ رسماً بازنشسته شد و چند سال بعد به پیرنه نقل مکان کرد و در آن در انزوا از جامعه زندگی می‌کرد.

💡 چهارمین درجه مهم سلطنتی، عنوان ویکنت و ویکونتِس است. افراد دارای این عنوان رسماً لُرد خطاب می‌شوند.

💡 دولت پس از طی مراحل قانونی و بررسی دقیق اسناد، رسماً اعلام کرد که با قرارداد جدید همکاری با آن شرکت بین‌المللی را آغاز می‌کند.

💡 او پس از گذراندن دوره‌های آموزشی طولانی و دشوار، رسماً به عنوان متخصص ارشد در بخش تحقیق و توسعه شرکت مشغول به کار شد.

💡 سازمان جهانی سلامت رسماً اعلام کرد که اقدامات انجام شده در زمینه کنترل بیماری‌های واگیردار در جهان، نتایج بسیار امیدوارکننده و مثبتی داشته است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران