لغت نامه دهخدا
دوبال. ( اِ ) به معنی دوال است که تسمه و چرم حیوانات باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تنگ. ( ناظم الاطباء ). || مکر و حیله. || زمرد. || شمشیر آبدار. ( از برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
دوبال. ( اِ ) به معنی دوال است که تسمه و چرم حیوانات باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تنگ. ( ناظم الاطباء ). || مکر و حیله. || زمرد. || شمشیر آبدار. ( از برهان ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ).
(دُ ) [ قس. دوبل ] (اِ. ) مکر، حیله.
= دوال
( اسم ) مکر حیله.
دوبل
مکر، حیله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ساقی بزم اگر آن دلبر رعنا باشد دور اول همه را نشأه دوبالا باشد
💡 ز خط صفا لب میگون یار پیدا کرد بهار نشأه این باده را دوبالا کرد
💡 گر به این دستور قد یار رعنا میشود ناله بیتابی عاشق دوبالا میشود
💡 خالت ز خط مشکین دست دگر برآورد حرصش شود دوبالا موری که پر برآورد
💡 زمی فروغ لب لعل اودوبالا شد می دو آتشه را نشأه دگر باشد